| |
| |
|
|
| درباره وبلاگ |
|
خدا افریدگار بود و چگونه می توانست نیافریند؟ وخدا مهربان بود و چگونه می توانست مهر نورزد (بودن)میخواهد وازعدم نمی توان ساخت وحیات انتظار میکشد واز عدم کسی نمی رسد وداشتن نیازمند طلب است وپنهانی بی تاب کشف وتنهایی بی قرار انس وخدا از بودن بیشتر بود واز حیاط زنده تر واز غیب پنهانتر واز تنهایی تنهاتر وبرای طلب بسیار داشت پس چگونه می توانست نیافریند؟
|
|
| آمار وبلاگ |
| افراد آنلاين: - |
| مجموع بازديدها: - |
|
| | |
|
| |
|
|
| سه شنبه دهم مهر 1386
|
|
ازادی تو مذهب من،خوشبختی تو عشق من و اینده ی تو تنهاا رزوی من است.

من دشمن تو وعقاید تو هستم اما حاضرم جانم را برای ازادی تو وعقاید تو فدا کم.
در نگاه کسی که پرواز را نمیفهمد هر اندازه اوج بگیری کوچکتر خواهی شد. | |
|
|
|
|
نوشته شده توسط محمد در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 11:42
[لينك ثابت] |
| |
|
|
|